آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )

679

ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )

وزير بذات خود از اين سه كس هيچ يكى را نتوانستى گماشت ، و غرض انوشروان آن بود تا دبير هر نامى كى بجوانب بزرگ و اطراف نبشتى و خواندندى نكت آن در سر معلوم انوشروان مىكرد و وكيل در از آنچ رفتى از نيك و بد به رستى مشافهه مىگفتى و راه وجود مصالح باز مىنمودى و نايب مال و معاملات نگاه داشتى و اين هر سه مردمان اصيل عاقل فاضل زبان‌دان سديد بودندى » . در باب اين عبارت فارسنامه نخست گوييم ، كه لفظ « وكيل در » تصحيحى است ، كه طبع‌كنندگان كتاب حدسا به عمل آورده‌اند . در نسخه‌هاى خطى در مورد اول « و كليدر » و « كليد » نوشته شده است ، و در مورد ثانى « و كليدار و و « كليدار » آمده است ، و بر سياق كلام عبارت از دو عنوان مختلف بوده‌اند . اما در باب لفظ « ايرانمازغر » هم گوييم ، كه قابل بحث و ترديد است ، در نسخه‌هاى خطى فارسنامه « ايرانمازغر » نوشته شده است . بديهى است ، كه ميان آغاز و انجام اين عبارت فارسنامه تناقضى است . در اول سخن از « دبير » ، و نايب ، و « بوذرجمهر » است ، در آخر سخن از سه تن گماشته انوشروان مىراند ، و صلاحيت هر يك را بنابر اصلاحات انوشروان بيان مىكند ؛ آن سه رتبه عالىمنصب « دبير » و « . . . ذار » ( « كليدار » يا « و كليدار » ) « 1 » و « نايب » بوده است . بعقيده ما اغتشاش و فساد اين عبارت از اين راه پيدا شده ، كه در موقع ذكر

--> ( 1 ) - آقاى تاواديا ، در نامه كه به من نوشته ، اين لفظ را نگيريذار nighiridhar دانسته است . به نظر من حدس ايشان كاملا قابل قبول است . آقاى تاواريا گويد : در ازاء حرف يا ، كه در اصل آمده ، در پازند علامت كسره مىنويسند ، چنان كه در فارسى همچنين است . هر كسى از اشكال الفباى پهلوى آگاه باشد ، مىداند كه بر فرض ، كه در اين خط حرف يا را در كلمه مذكور ننوشته باشند ، ساده ممكن بوده است آن را وكليدار بخوانند .